انتظار شیرین

اولین کلام

1393/9/25 13:56
نویسنده : مامان
143 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دلم خوش اومدی مادر به زندگی پراز عشق من وبابات مامانی اگه بدونی هنوز هیچی نشده چقدر مارو چشم انتظار خودت کردی؟  بااینکه قرارمون این بود که سال دیگه مهمون دلم بشی ولی شما نازدونه انگار یکم عجله داشتی که زود بیای کنار من وبابایی وداداشی باشی، داداشی هنوز کوچیکتراازاونه که معنیه یه عضو جدید و بدونه ولی د یشب همین که من با تعارف بهش گفتم مامانی میخوای داداش داشته باشی یا آجی پرید هوا وگفت یعنی من میخوام آبجی داداش داشته باشم بعدشم اومد دست کشید رو دلم وکلی ذوق کرد ولی من از ترس اینکه هنوز نمیخوام خبر اومدنت به این زودی بپیچه گفتم نه مادر حالا بعدا قراره بگیم بیاد شیطون اول میگفت از دوتاشم میخوام ولی وقتی که مسئله جدی شد گفت نه من داداش میخوام ماهم که  به خدا سپردیم صلاح با خودشه  بچه سالم میخوایم. عزیز دلم کنجد خودم تو این روزها از حس لطیف انتظار از جنس مادری پر شدم وبااینکه همیشه فکر میکردن هیچوقت هیچکس رو اندازه داداشی دوست نخواهم داشت ولی امروز به این حرف رسیدم که برایه پدر ومادر هیچ فرقی بین بچه ها نیست انگار قلبم اندازه د نیا جاباز کرده وپراز عشق تو شده حالا همش عذاب وجدان دارم که نکنه به داداشی بی توجهی کنم وخیلی بیشتراز قبل براش وقت میذارم مامانی من این روزها دارم برایه دیدنت لحظه هارو میشمارم ونمیدونم چرااینقدر بیتاب دیدنتم هرروز برای اینکه بیشتر حس دلتنگی نیاد سراغم قرآن میخونم و شمارو بخدایه خودم مسیپرم وازش خواهش میکنم شما سالم وصالح باشی وباقدمهایه کوچیکت زندگیمون رو پراز شادی وخوشی بکنی مامانی میدونم الان پیش خدایی ونگران سفرت به زمینی ولی من تمام سعیم رو میکنم که وقتی مسافر کوچولوی من اومد پیشم کنارش باشم ونذارم بهش بد بگذره حالا که خدا من رو لایق دوباره مادر شدن دونسته پس منم باید برایه میوه های دلم کم نذارم هرروز میام وخاطرات این روزهایی که بوی انتظار میدن رو برات تعریف میکنم شاید اینطوری یکم از دلتنگیهام کم بشه. کنجد دوست داشتنی مامان سلام من رو بخدا برسون وبگو مامانم خیلی دوست داره. 

پسندها (2)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)