شبهای طولانی
سلام مامانی صبح شما بخیر امیدوارم حالتون خوب باشه ما همگی خوبیم ومنتظر حضورشما، مامانی از 19 آذر مدام دلم درد میکنه وحسابی کلافه ام از دکتر که میپرسم میگه طبیعیه نافم بحدی کش میاد که نمیتونم کاری بکنم شبها هم که خواب برام شده یه معضل ،کنجد مامان هنوز خیلی کوچولوترازاونی که مامان رو اینقدر اذیت کنی خیلی کلافه میشم تا صبح همش پاهامو میکوبم زمین مدام بلند میشم وحالت خودم رو عوض میکنم وقتی تو خواب ندونسته برمیگردم از خواب با درد زیاد میپرم وجیغ میکشم بنده خدا بابایی اصلا خواب نداره دلمم نمیاد جایه دیگه بخوابم آخه این روزها بیشتر بهش نیاز دارم خلاصه این شبها تا بیاد صبح بشه من چشمهام خشک میشه دیگه اینقدر که ثانیه ها رو میشمرم .همه اینها رو به جون میخرم واسه یه خنده ت تو خواب شیرینت عزیزکم تو در آرامش باش من سختیشو باجون دل تحمل میکنم .راستی یکشنبه رفتم دکتر تغذیه و دکتر بهم برنامه غذایی داد گفت اگه این و رعایت کنی وزنت تا چهار ماهگی بالا نمیره ولی بچه خوب رشد شو میکنه خوب خیلی خوبه و برنامه شم خیلی پرو پیمونه بابایی مدام درحال سواله که چیزی از برنا مه کمتر نخورم فعلا بالطف قرصها حالم خوبه وحالت تهوع ندارم امیدوارم که تا آخر خوب پیش بره امروز میخوام از دکتر معینی وقت بگیرم وهفته بعد هم سونو گرافی تشکیل قلب میرم خیلی دوستت دارم من مواظبتم ولی توهم مواظب خودت باش بوس.

شبهای طولانی
